محمد ابراهيم بن زين العابدين نصيرى
پيشگفتار 23
دستور شهرياران ( فارسى )
ديگرى كه به جاى حسين ميرزا به تخت سلطنت مىنشست ، چنانچه با هجوم قومى همچون افغان روبرو مىگشت ، بسيار امكان داشت كه از پاى درآيد . ليكن منظور از اين سخن ، تبرئه نمودن شاه سلطان حسين نمىباشد . چه ، او آنچنانكه در جاى خود خواهد آمد ، با رفتار و اعمال اشتباه خويش ، سقوط دولت صفوى را سرعت بخشيد . به هر ترتيب در حالى كه حسين ميرزا در ميان خواجههاى سفيد و سياه حرمسرا ، دوران رشد و نمو خود را سپرى مىكرد ، پدرش شاه سليمان بر اريكهء سلطنت سرزمينى تكيه داشت كه « در مغرب به دجله ، در مشرق به هلمند ، در جنوب به خليج فارس و در شمال به درياى خزر منتهى » 8 مىگشت . وى كه غالبا منابع معاصرش او را شاهى « متلون المزاج » 9 خواندهاند ، چون از كودكى در حرم بار آمده و مدتى مديد در انزواى مطلق بسر برده بود ، بالطبع به كلى عارى از فن مملكتدارى بود . او خلق و خويى ملايم داشت و به كلى از كفايت بىبهره نبود ، ليكن همانطور كه انتظار مىرفت در ايام توقف در حرم ، فوق العاده زير نفوذ خواجهسرايان دربار قرار گرفته بود ؛ و آن اندازه سرشت توانا نداشت كه بتواند پس از جلوس ، خود را از چنگال سلطهء آنها برهاند . 10 نظرى به دوران شاه سليمان : مصائب دوران شاه سليمان بيشتر ناشى از آن بود كه او نيز بلادرنگ پس از جلوس به تخت سلطنت ، طريق بادهگسارى را پيش گرفت . چنان كه « جملى كاررى » كه در اين عهد از ايران ديدن كرده در اين خصوص مىنويسد : « پادشاه كنونى ( شاه سليمان ) صفوى كه حالى مقرون به جنون دارد ، هميشه در حال مستى و حيرت است و در ميان درباريان ، هر صبح هنوز خمارى شب را از سر باز نگرفته ، با شراب شيراز تا شب به سرمستى مىافتد . مستى اين پادشاه به حدى است كه خود قادر به گرفتن شراب نيست و دائما ساقى زيبايى پيالهاى لبريز جلوى لبان وى مىگيرد . معمولا سه پياله از دست ساقى مىخورد و اگر حالى يافت سه پيالهء ديگر نيز به ياد آنها مىزند . پس از صرف اندك غذايى نيز دوباره جامها به گردش درمىآيد . پادشاه حتى هنگام گردش نيز دست از شرابخوارى برنمىدارد و آنقدر در اين كار افراط مىكند كه همواره بين خواب و بيدارى بسر مىبرد . » 11 گفتنى است شاه سليمان به گاه مستى ، خشم و غضب خود را فقط به اطرافيان خود فرو ننشانده بلكه دست به يك سلسله كشتارهاى كلى در ميان اعيان و رجال دربار و سران نظامى گذاشت . 12 در نتيجه خواجهسرايان دربار توانستند از خلاء موجود استفاده كرده ، كارها را به كلى در دست گيرند . 13 با وجود اين ، شاه على رغم بادهگسارى و ديگر اعمال مذموم خويش ، همواره سعى مىنمود تا رابطهء نزديكى با علماء و مذهبيون داشته باشد . چه ، بالاترين مقام دينى يعنى مجتهد ، به ميهمانيهاى شاه دعوت مىشد و در همان